عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

9

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

موضع شيعه در برابر حديث حروف هفتگانه راى شيعه اماميه « 1 » بيانگر جنبهء ديگرى در مسألهء حروف هفتگانه است . راى شيعه را سيد ابو القاسم موسوى خويى به تفصيل و روشنى ، در كتاب « البيان فى تفسير القرآن » « 2 » آورده است . روش وى در بررسى مشكل آن است كه برخى از روايتهاى حديث را از طبرى نقل نمايد كه اين روايتها در تقسيم بندى ما ، روايتهاى ، اول ، پنجم ، ششم و يازدهم از روايتهاى « ابىّ بن كعب » ، روايت پنجم از روايتهاى « ابن مسعود » ، روايت دوم و چهارم از روايتهاى « ابو هريره » و روايت اول از روايتهاى « ابن عباس » و حديث ابو طلحه است . در پايان به داستان « عمر » با « هشام بن حكيم » و حديث « ابن ابى بكرة » اشاره كرده و بالاخره روايتى را از قرطبى به شرح زير نقل مىكند : « قرطبى از ابى داوود و از از ابىّ روايت كرده است كه گفت : پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم فرمود : اى ابىّ ! من قرآن را خواندم و به من گفته شد : بر يك حرف يا دو حرف ؟ ، فرشته‌اى كه با من بود گفت : بگو بر دو حرف . باز به من گفته شد : بر دو حرف يا سه حرف ؟ ، فرشته‌اى كه با من بود ، گفت : بگو بر سه [ حرف ] تا اين كه به هفت حرف رسيد . آن گاه گفت : اينها شافى و كافى هستند ، اگر بگويى : سميعا ، عليما ، عزيزا ، حكيما [ يعنى هر چند « سميعا » را به جاى « عليما » و « عزيزا » را به جاى « حكيما » بگويى ] تا زمانى كه آيهء عذابى با رحمت و آيهء رحمتى با عذاب در نياميزد » . اين حديث چيزى بر سخنان ثابت و داراى سند و صحيح پيشين كه از پيامبر [ ص ] نقل شده است ، نيفزوده است و هدف نويسنده [ آية اللّه خويى ( رض ) ] آن بوده است كه اوّلا بيان كند ، تناقضى كه در اين احاديث وجود دارد به ترك آنها و

--> ( 1 ) برخى از گروههاى شيعى موضع مخالف [ آية اللّه ] سيد ابو القاسم [ خويى ] دارند . از جمله ابو عبد اللّه زنجانى در كتاب « تاريخ القرآن » كه على رغم اين كه شيعه است حديث حروف هفتگانه را پذيرفته است ( ر . ك : تاريخ القرآن ، ص 15 ) ، مطبعة لجنة التأليف ، 1935 . [ وجه اختيارى ابو عبد اللّه زنجانى از حروف ، وجهى است كه طبرى گزين كرده كه مشكل قرائت به معنا را به دنبال دارد . ] . ( 2 ) البيان ، ج 1 ، ص 119 به بعد ، چاپ اول ، المطبعة العلمية ، نجف . [ اين تفسير نيز همچون تفسير آلاء الرحمان بلاغى ناقص ماند و مرگ اين دو فرزانه ، ما را از ادامه تفاسيرشان محروم ساخت ] .